تبليغاتX
بی نام و نشانیم ...
راستش هیچ وقت عادت نداشتم و ندارم از شخصیت های سیاسی به جز مقام معظم رهبری مطلب بنویسم ولی این دفعه نمیدونم چرا دلم بهم حکم کرد که بنویسم.

شاید یه دلیلش برخوردی بود که خودم از نزدیک با ایشون داشتم. آره ۲۲ بهمن بود که ایشون رو دیدم اتفاقا با هم یه گپ و گفت کوتاهی هم داشتیم . اون موقع تو اون همه جمعیت ، بدون هیچ محافظی ، حداقل محافظ محسوس ، انصافا رفتارش عالی بود و خیلی متواضعانه برخورد داشت.

همیشه اعتقاد داشتم کسی که به راحتی میخنده و اکثرا لبخندهای بیش از حد داره ایمانش کامل نیست چون واقعا مهار کردن نفس از سرکشی با شوخ و شنگ بودن زیادی بعیده هم پیاله بشن.امام علی هم میفرمایند : مومن در ظاهر خندان و در باطن محزون است.  منم بعید میدونم کسی که در باطن محزون باشه بتونه به راحتی لبخندهایی از ته دل بزنه.؟!؟!؟!؟ و در این بین چیزی که برام خیلی جالب بود روی گشاده و لبخندهای ایشون در کنار تواضع و فروتنی ایشون بود که من رو به واقع به یاد همین حدیثی که ذکر کردم میاورد . ( البته الله اعلم انشاالله که این جوری هستن )

الغرض ...!

روز گذشته عكس آقاي دكتر سعيد جليلي، دبير محترم شوراي امنيت ملي و نماينده كشورمان در مذاكرات هسته‌اي در رسانه‌ها منتشر شد، در حالي كه در مسير حركت بطرف هواپيما خودش چمدان شخصي و احتمالا كاري خود را حمل مي‌كرد.

اين صحنه براي كساني جالب است كه برخي هيات‌هاي سياسي- اقتصادي كشورمان را در مسافرت‌هاي داخلي و خارجي ديده‌اند كه چندين خدم و حشم فقط براي انجام كارهاي جزيي آقاي مدير به همراه مي‌برند. رفتاري شاهانه و البته از جيب بيت المال كه در سالهاي گذشته و بخصوص ايام سازندگي شروع شد و بر اثر سكوت رسانه­ ها و تعلل عمومي در نهي از منكر، امروز قبح آن هم ريخته است ...

اميد است اين رفتار آقاي دكتر جليلي كه اتفاقا از ناحيه پا هم جانباز هستند، براي برخي مديران پرطمطراق و خراج دولتي الگو باشد و به تدريج فرهنگ ولخرجي در سيستم مديريتي و اداري كشورمان اصلاح شود.

...

راستش از ته دل دوست دارم فردی مثل ایشون که هم متواضع هستن و هم از "سابقون" هستن و هم آدم بی سرو صدا و در عین حال جدی در کارشون هستن ، دوره بعد ریاست جمهوری کاندید بشن. البته با تمام وجود دعا میکنم اون یه مقدار غروری که احساس میکنم گریبانگیر احمدی نژاد شده به ایشون سرایت نکنه. شما رو هم به حضرت زهرا قسم میدم هم برای ایشون و هم برای دلسوزان دیگر دعا کنین.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 16:16 |

{شاید این مطلب  برای بعضی از دوستان تکراری باشه اما خوندن دوبارش خالی از لطف نیست.}

سلام به پدرامت .... آري ميدانم ، سلامم به وسعت معصوميت از دست رفته ام ، به وسعت جهل زمان ، به وسعت نفاق ددان و به وسعت غربت فرزندانت جگرسوز است.

علي اي گمنام شب ها ، اي مانوس نخلستان ، اي عين سياست و ديانت ، اي ماوراي صداقت ، اي خشمگين در صف جهاد ، اي مهربان با مساکين ، اي آشنا به درد ، اي بي نماز در کلام مردم و اي پادشاه نمک خور، کجايي؟!!!

کجايي که ببيني بيت المال لگدمال مي شود؟! کجايي که ببيني مردم به جاي گرفتن يقه معاويه ، يقه فرزندانت را مي گيرند؟!؟! کجايي که ببيني بعضي به نام شريعت ريشه آن را مي زنند؟! کجايي که ببيني نفاق ددان ، فرزندانت را چون توي علي بي نماز معرفي ميکند و معاويه صفتان را آزاد مردان تاريخ؟! كجايي كه ببيني عده اي صبر را ، ابلهانه تفسير مي كنند؟!؟ سكوت  مي كنند ، ظالم را جري تر و خشم خدا را افزون مي كنند؟!؟ آري پدر ؛ كجايي كه ببيني عده اي تقوا را ، دوري از سياست ميدانند وخدا را در پستوي خانه هايشان مي جويند؟!؟ کجايي که ببيني عده اي از زنان حجاب را معصيت مي دانند و عده اي موج سوارانه همره بي حجابانند؟

آري پدر، راست مي گويي ؛ مقصر من و امثال منند . نه که بگويم خودشان بي تقصيرند ، نه ؛ اما ما چه خواسته و چه ناخواسته آب در آسياب دشمن ريختيم ؛ جگر علي (سيد علي خامنه اي) را سوزانديم و زمين بم را به خشم آورديم و آوردند.

قصه نمي گويم ، رمان نمي نويسم. حرف از کم عدالتي مي زنم ؛ حرف از ربا خواري ؛ حرف از کم عفتي ؛ حرف از رانت ؛ حرف از کم رنگ شدن امر به معروف ؛ حرف از گل آلود کردن نهي از منکر ؛ حرف از گيرهاي ريش داران بي ريشه ؛ حرف ازشکستن حرمت والدين ؛ حرف از افراط و تفريط در آزادي ؛ حرف از توجيهات بني اسرائيلي ؛ حرف از اين که ديگران مي کنند پس ما بايد بکنيم.انگار مقتدايشان ، مردمان گمراهند.

آري پدر ؛ در عصري که پا به ماه نهاده ايم و در جستجوي حيات در قمر زحل ايم ؛ هنوز مردماني از شدت فقر به خود مي پيچند. هنوز خشکي گلوي شيرخواران باقي است. هنوز زير قصرهاي يزيديان ، انسانهايي شب را گرسنه سر به زمين مي گذارند.

هنوز جسد فرزاندانت همگي برنگشته اند که زنانمان کم حجاب و مردانمان چشم چران شده اند. هنوز ناله مردانمان از فقر به پايان نرسيده است، که زنانمان به فکر پزهاي شبانه اند و انگار براي عده اي ناله از فقر و گرسنگي مد شده است ؛ ناله از اين رو که کاه را کوه نشان دهند و کوه خود را کاه.

آري ؛ گلايه ام از آناني است که نامه ام را ميخوانند و انگشت اشاره ام را ، به هم پاس مي دهند و تنها منفعت اين نامه برايشان متهم کردن ديگران است و حتي لحظه اي هم به خود و اعمالشان نمينگرند.

وهنوز ظهور منجي تحقق نيافته است. براستي چرا؟ چرا دست روي دست گذاريم تا منجي رسد؟!! مگرانسان منجي خويش نيست؟! اين انسان بود که خداوند، به خاطر خلقش به خود تبريک گفت نه براي خلق 124 هزار پيغمبر يا 14 معصوم . آري اگر بخواهيم مي توانيم.

نميگويم عدالت کامل بر قرار کنيم اما سراپا بر اين باورم که  مي توانيم کاري کنيم که در زمان ظهور، شرمنده او و خدايمان نباشيم .

و به قول خداوند توبه پذير :

               آيا هنوز وقت آن نرسيده است که به خودتان بياييد؟؟!!؟؟    

     قرآن کريم

به اميد آن روز

+ نوشته شده توسط بنده خدا در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 12:22 |
ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟
چه نيازي به امر يا گفته؟
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان(عج) گل كرد
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس
 
شاعر : جواد محمدزمانی
+ نوشته شده توسط بنده خدا در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 18:1 |

نكته 3 )  هر فردی به میزان معینی نیاز  روحی ،  روانی ،  عاطفی  و...  به غیر هم جنس خودش داره. خوب حالا اگه بخشی از این نیاز روحی و عاطفی ، به وسیله فردی غیر از همسر برآورده بشه ؛ عاقبتش سرد شدن رابطه بین زوجینه.

با این اوصاف نتیجه میگیریم  بهترین فرد برای انتخاب ، فردیه که اولاً آدم خشکی نباشه و ابرازعلاقه به همسرش رو برای خودش کسر شان ندونه . ثانیاً فردی باشه که معاشقه ش فقط مخصوص همسرش باشه ، نه اینکه بخش زیادی از نیاز روحی ، عاطفی و بصریش  رو از طریق دیگرون ارضا کنه و بعدش هم با سرد مزاجی و از سر اجبار با شما معاشقه داشته باشه.

اینها شعار نیست. واقعیتیه که متاسفانه خیلی هامون بی تفاوت از کنارش رد میشیم و البته نمیخوام بگم تنها دلیل سرد شدن زوجین نسبت به همدیگه هست.

 نکته 4) هیچ وقت سعی نکنین برای اینکه همسرتون به شما توجه بیشتری کنه حس حسادتش رو برانگیخته کنین و با خوش و بش کردن با افراد غریبه اونو تحریک کنین. چون خیلی اوقات جواب عکس میده. و حتی اگه ابراز علاقش هم بیشتر بشه ، در مقابل اعتمادش به شما کم شده و یکی ازاساسی ترین پایه های زندگیتون یعنی اعتماد به همدیگه رو خدشه دار کردین ،که به این آسونی ها قابل جبران نیست.

 نکته 5) اگه به یکی علاقه مند شدین ، مهمترین نکته اینه که ، از خدا بخواین " اگه مصلحته به هم برسین". مطمئن باشین اگه خودتون رو برای خدا خالص کنین بهترین مصلحت رو برای شما میفرسته. متاسفانه با این که خیلی هامون این حرف رو قبول داریم بهش عمل نمیکنیم و توکل مون به خودمون بیشتره تا به خدا. اما از قدیم گفتن : "چوب خدا صدا نداره." پس اگه تو عمل توکل به خودت کردی و چوب خوردی دیگه نگو چرا نگفتی

+ نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 9:42 |

بسمه تعالی

 

رسم دلدادگی آن بود که بودیم

در قله نبودیم ، ولی دامنه بودیم

رفتیم و به سر منزل مقصود رسیدیم

ای کاش همان دامنه بودیم که بودیم.

خاطر چه عزیز است؟ توهم به سرم بود

ره بود و چه چاهی به برم بود!!

آنقدر محو تماشای بت خویشتنم بود

کندر ره ایمان به سرم نور بری بود

ما را گنه آن کرد که یکباره شکستیم

صد بار شکستیم و شکستیم و شکستیم.

آری به خدا جمله همین است

اول قدم اندر ره مقصود ، امین  است (امانت داری است)

آن امانت که خدا داد به "رسوا"

دوم قدمش محو دلرآی خودش بود.

 

تخلص شاعر : رسوا

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 22:0 |

از اين بعد سعي مي كنيم  نكاتي در مورد عشق و عاشقي  براتون بنويسيم :

 نكته 1) چيزي كه بايد بدونيم اينه كه در جامعه خيلي از مردم معني عاشقي رو نفهميدن. دوسِت داره ، چون مي خواد عاشقش باشي ؛ فقط همين. اين گروه آدم ها عشق ورزيدن رو ياد نگرفتن و زندگي زناشويي رو براي اين شروع مي كنن تا يكي عاشقشون باشه و بهشون ابراز علاقه كنه.

پس در درجه اول ، مواظب باشين در دام اين نوع افراد نيفتين. و در درجه دوم ، اگه احياناً جزء اين گروه افراد هستيد به فكر اصلاح كردن خودتون بيفتين.

... پس عشق ورزيدن و ابراز علاقه به ديگرون را ياد بگيريد ، چون در غير اين صورت حتماً در زندگي آينده مشكل خواهيد داشت ( بايد ياد بگيريد هم عاشق باشيد هم معشوق ).

براي اين كار؛ از دوستان همجنس خود شروع كنيد و از اينكه به آنها ابراز علاقه مي كنيد و دوستشان داريد ، لذت ببريد حتي اگر آنها عاشق و دوستدار شما نيستند و به شما ابراز علاقه نمي كنند. البته موظب باشيد اين ابراز علاقه ها ، به صلابت و اقتدارتان لطمه نزند و موجب سو استفاده دوستانتان از شما شود.

 نكته 2 ) اگر به كسي علاقه پيدا كردين ، مواظب باشين اين علاقه تبديل به دلبستگي نشه چون ديگه نميتونين عاقلانه فرد مورد نظرتون رو با ملاكاتون بسنجين. ( پس اول ملاك بعد عاشقي) . در قدم بعدي هم بايد طوري رفتار كنين كه طرف مقابل هم بهتون دلبسته نشه چون اگه اون هم شما رو كوركورانه انتخاب كنه ، شايد در كوتاه مدت احساس پيروزي كنيد اما مطمئناً بعد از گذشت چند مدت ...

البته اين حرف به اين معنا نيست كه علاقتون رو سركوب كنين ، چون علاقه است كه مقدمه هر ازدواجيه.  با طرف مقابل هم آنچنان سرد برخورد نكنين كه پشيمون بشه ، فقط مانع از دلبستگيش بشين. ( مطمئناً به نفعتونه ).

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 8:54 |

لطفا تا آخر مطلب رو بخون اگه چرت و پرت بود اون وقت بد و بیراه نثارمون کن (یعنی دعا کن آدم بشیم)

خانم ها باید خیلی ببخشن  ولی این یه واقعیته که ؛ بدحجابی و خودآرایی در جامعه مثل تف سر بالائه که آخر تو صورت خود آدم بر می گرده .

 بابا جوشی نشین  ، حتماً دلیلی دارم که اینو میگم .

 اصلاً بیاین  با هم یه مروری کنیم :

واقعیت اینه که با رواج فرهنگ بد حجابی و خود آرایی در جامعه ؛ پروسه عرضه و تقاضا برای ازدواج بر پایه کمالات انسانی  ؛  کم کم تبدیل میشه به پروسه عرضه و تقاضا بر پایه زیبایی ظاهری و خوش  بر و  رو  بودن خانم ها ؛ که  کدوم  بیشتر دلبری میکنه  با اون ازدواج کنیم .

 خوب فکر میکنین با این  تبدیل نگرش کی ضرر می کنه ؟!؟

بیاین یه نگاهی به خانواده خودمون بندازیم . شما موضعگیری هاتون با برادر و خواهرتون از چه دیدیه ؟!؟

 مسلماً وقتی خواهر و برادرتون اخلاق خوبی داشته باشن ؛ شما باهاشون بیشتر ایاقین حتی اگه قیافه خوبی نداشته باشن .

چرا؟!؟!؟ چون وقتی یه مدت از زندگی مشترک بین 2 نفر می گذره ، قيافه ي طرفين براي هم عادي ميشه . اصلاً وقتي شما دارين با خواهر يا برادرتون حرف ميزنين ، تصوير قيافه ظاهريشون تو ذهنتون ترسيم نميشه ؛ بلكه تصوير اخلاقياتشه كه تو ذهنتون ترسيم ميشه.

  حالا برگرديم به بحث خودمون .

خوب ، حالا پسري رو تصور كنين كه در يك پرسه ي عرضه و تقاضا بر پايه ي زيبايي ظاهري ، شما رو به عنوان همسري گرفته .

 مسلماً بعد از يه مدت ، قيافه شما براش عادي ميشه و اون پسر هنوزم كه هنوزه عرضه و تقاضاش بر پايه زيبائيه اما ديگه شما براش جذاب نيستين .

 و اين موقعه كه كم كم رابطش با شما سرد ميشه و در صورت امكان طلاق و ازدواجي دوباره با دختري ديگر رو رقم مي زنه .

 خوب ، حلا كي باخته شما يا پسر ها ؟!؟!؟!؟

 اين دليلي بود از دلايل يك دستور و روايتي بود از اينكه ؛ هر آنچه خدا امر كرده ، حكمتي در آن نهفته است. و چه زيباست حكيمانه عبوديت كردن.

و نوشتاري بود بر آنكه ؛ اگر حكمت دستوري را نمي دانيم بايد بدانيم ؛ مسلمان تسليم امر الهي است حتي اگر از حكمت آن مطلع نباشد.

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 8:28 |

بسم رب الشهداء و الصديقين

 فكر ميكنين بزرگترين تهديد مسلمانان ، انقلاب اسلامي و جامعه اسلامي چيه‌‌ ؟!؟!؟

اسرائيل ؟ آمريكا ؟ مسئولين مفسد ؟ يا ...

 امروز ميخوام در مورد بزرگترين تهديدي كه براي ما وجود داره و متاسفانه خيلي هامون توجهي بهش نداريم حرف بزنم ( به اميد لطف حق )

 بذارين با تحليل از وضعيت و تاريخ بني اسرائيل شروع كنم.

 در بخشي از دعاي سمات ميخونيم كه :

 قوم بني اسرائيل را به دليل صبر و ثبات در دين خود  ، وارث و مالك شرق و غرب زمين قرار دادي .

 با يك مقايسه كوچيك ، بين صبر مردم ايران در انقلاب ، جنگ ، موضوع هسته اي و... با جمله بالا از دعاي سمات همتون تصديق ميكنين.

 اما

اونچيزي كه موجب شد قوم بني اسرائيل ، بعد ازعزت و احترام و مالك شدن شرق و غرب زمين به يكباره راه سقوط رو در پيش بگيرن و مورد غضب خدا قرار بگيرن چه عملي بود ؟!؟!؟!؟

 با فهميدن اين موضوع ، براحتي ميتونيم ، تهديد اصليمون رو شناسايي مي كنيم .

 جواب سوال بالا رو كه ، چرا قوم بني اسرائيل مورد غضب خدا قرار گرفتن ، خداوند در آيه 85 سوره بقره خطاب به قوم بني اسرائيل مي فرمايد :

(( ... چرا به بخشي از كتاب ايمان مى آوريد و به بخشي ديگر كفر مى ورزيد و پاداش كسيكه چنين كند بجز خوارى در زندگى دنيا و اينكه روز قيامت بطرف بدترين عذاب برگردد چيست ؟ و خدا از آنچه مى كنيد غافل نيست . ))

 خوب ، حالا يه نگاهي به وضع جامعمون بندازيم !

 به قول مقام معظم رهبري :

آيا به مسائل و موضوعات مختلف ، همون قدر ارزش قائليم كه خدا و ائمه ارزش قائلن ؟!؟!؟!؟ يا هر بخشي از اسلام كه ، باب ميل و سليقمون بود ميگريم و بقيه اسلام رو كنار ميذاريم.

 چرا بعضي هامون سياست زده و عرفان گريز شدن و فقط راه رسيدن به خدا رو در خدمت به خلق ميدونن ؟!؟

 چرا بعضي هامون اينهمه آيات و روايات رو به گوشه اي ميندازيم و فقط وردمون شده : بايد دل پاك باشه؟!؟

 چرا بعضي هامون انقدر با پيش داوري وخودرايي  شروع به نگرش در قرآن و اسلام ميكننن . و آخرشم از اسلام ، اسلامي التقاطي ميسازن و يا توده اي از آب در ميان و يا اسلام ليبرالي رو انتخاب ميكنن ؟!!؟!؟!؟

 چرا بعضي هامون عارف نماي سياست گريز شديم ؟!؟!؟

 امام خميني در كتاب اي از امام موسوي كاشف الغطا - صفحه 9 جواب اينگونه عارف نماهاي سياست گريز رو ميده و ميگه :

 (( نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادي آن از نسبت صد به يك هم بيشتر است. از يكدوره كتاب حديث كه حدود پنجاه كتاب است و همه اجكام اسلام را دربردارد ، سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است ، مقداري از احكام هم مربوط به اخلاقيات است ، بقيه همه مربوط به اجتماعيات ، اقتصاديات ، حقوق . سياست و تدبير جامعه است. ))

 فكر نكنين ما با عرفان و عرفاي واقعي مشكل دارم . اصلاً اگه متن قبليه منو بخونين در ارتباط با عرفان واقعي از زبان يكي از عرفاي بزرگه.

 من ميخوام خدايي نكرده سرانجاممون به سرانجام قوم بني اسرائيل نكشه.

 اصلا گور پدر نويسنده اين متن (صلوات)

 فقط يادمون باشه ، خدا به اون ديني كه ما بهش اعتقاد داريم ما رو بازخواست نميكنه ، پس دين واقعي خدا رو بشناسيم و عمل كنيم

 و به قول خداوند توبه پذير :

 آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه به خودتان بياييد؟!؟!؟!؟!؟

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:53 |

به نام خدا

 

ذكر هم كانون هر بازار شد

 

اگر خوب نگاه كنيم ، خيلي از ما مسلمانان ، به كلمه لا اله الا الله ، نه تنها فطرتاً معتقديم بلكه عقلا و با ادله نيز آن را پذيرفته ايم ، با اين حال در وقت عمل خدايان ديگري چون نفس ، شيطان و ... را معبود خود مي گيريم. چرا ؟!؟!؟

 

(( شيخ عارف كامل جناب آقاي شاه آبادي (استاد عرفان امام خميني (ره)) مي فرمودند:

بايد انسان در وقت ذكر مثل كسي باشد كه كلام دهن طفل مي گذارد و تلقين او مي كند براي اين كه او را به زبان بياورد ، همين طور انسان بايد ذكر را تلقين قلب كند و مادامي كه انسان با زبان ذكر مي گويد و مشغول تعليم قلب است ، ظاهر به باطن مدد مي كند ، همين كه زبان طفل قلب باز شد از باطن به ظاهر مدد مي رسد ... ))

برگرفته از كتاب آب حيات

بنابراين ، مرتبه اول براي سلوك عرفاني آن شد كه :

مثلاً در ذكر لا اله الا الله -  انسان بايد ، از لحاظ عقلي براي خودش اثبات كند كه هيچ خدايي جز الله نيست.

و سپس :

با تلقين ذكر لااله اله الله به قلب ، عملاً فقط بندگي خدا رو بكنه و لا غير.

 

خلاصه اينكه ، نبايد ذكر، فقط لق لقه زبونمون باشه.

یادتون باشه این مطلب رو نوشتم تا همگی به رهنمودهاش عمل کنیم.

+ نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 13:21 |

به نام خدا

 

مثله اينكه مطلب ( تبريك نوروزيم ) به بعضي از عزيزان كمي تا  قسمتي برخورد پيدا كرده شديد !!!

 

بعضي از عزيزان مثله اينكه ، درست متوجه حرف بنده نشدن.

 

قصد نداشتم و ندارم بگم : عيد نوروز چيزي بديه.

 

اتفاقاً شايد بشه گفت اسلام عيد نوروز رو بيشتر از خود آريايي ها قبول داره.

 

از آن جمله اينكه ائمه معصومين در ارتباط با نوروز مي فرمايند : زماني بود كه كشتي نوح بر زمين نشست. زماني بود كه پيامبر در آن روز در غدير خم حضرت علي را به جانشيني برگزيد و ...

 

اما بحث از آن است كه ، ما بايد براي هر چيزي به اندازه خودش ارج بنهيم .

 

در واقع ، اين ارزشي كه ما براي بعضي از رسومات عيد نوروزي قائليم نه تنها زياد نيست بلكه بايد بيشتر هم بشود اما بحث اينه كه ، چرا در اعيادي كه به دينمان بازمي گردد و در واقع ، كم اهميت تر از نوروزهم  نيست اين رسومات خوب و پسنديده آنچنان كه بايد اجرا نميشه.

 

فعلا bye

+ نوشته شده توسط بنده خدا در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 20:44 |

به نام خدا

 

شب بود .

باران به شدت بر روي آسفالت روي جاده مي كوبيد.

شب ، شب قدر بود.

انگار آسمان هم بر حال و روزمان ميگريست.

 

مردي بود و گوشه اي از مسجد.

 

دور از ريا و هر آنچه رنگي از غفلت داشت.

 

مرد بر حال  خويش زار ، زار مي گريست.

 

اما كسي نمي دانست چه در پيش است !!!!

 

همه رفته بودند ، مجلس تمام شده بود.

 

از شدت خستگي در سجده خوابش برده بود.

 

خواب مي ديد ؛ آسمان و زمين بر او سلام مي كنند.

نوري زيبا در آسمان دل نوازي مي كرد.

و انگار ، در گوشه اي از آسمان و زمين چيزي برق مي زد.

 

آينه اي بود.

 

خود را كه به آينه رساند ، ديگر از خواب پريده بود.

 

آنچه از آينه به ياد مي آورد،

گرد و غباري بود كه بر آينه نشسته بود.

 

از مسجد بيرون زد.

 

جاده اي در مسير راهش تا خانه بود.

 

غرق در خواب ، سلام ، غبار و آينه .

 

در حال عبور از جاده بود ، كه با تصادفي نقش زمين شد.

 

آري ، مرد ماند و كفن.

 

ناگهان همه چيزعوض شد.

 

تاريكي بود و تاريكي ،

تنهايي بود و وحشت ،

در حيرت و سرگرداني

كه

ندايي شنيد :‌

در عذابش افكنيد.

 

مرد با صدايي لرزان گفت :

خدايا ! مگر وعده ندادي هر كس شب قدر را احيا كند گناهانش مي ريزد!؟!؟!؟!؟

 

ندا آمد:

 

آري چنين گفتيم.

اما به جاي آنكه با تضرع و دعا ، احساس نيازت بيشتر شود

فقط به بخشايشم چشم اميد بستي وازاحساس نيازت كاستي .

و آنچه ما گفتيم و عمل نكردي اين بود : مومن همواره بايد در خوف (ترس از عذاب خدا) و رجا (اميد به لطف خدا) زندگي كند.

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:42 |
سلام

عيد همگيتون مبارك

اينم روبوسي و چاق سلامتي عيد  

ولي يه گلايه دارم از همه

حتي از خودم

چرا براي خيلي هامون عيد نوروز با اهيمت تر از عيد نيمه شعبان ، عيد فطر ، عيد قربان و ... شده ؟!؟!؟

در هر صورت سال خوشي داشته باشين * اگه خواستين و زحمتي نبود يه دعا هم براي ما بكنين

+ نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 8:7 |

به نام خدا

 

هر كجا فرهنگ بسيجي و انقلابي عقب كشيد ،

بیگانه تا توانست

تاخت و تاز كرد،

سراب ساخت  و

 به بهانه سيراب كردن ، جوانان را به انحطاط كشاند ،

و به غفلتمان خنديد و پاي كوبي كرد.

 

ما را چه شده است ؟!؟!؟!؟

 

آنچه امروز ميخواهم بگويم فقط نمونه ايست ازغفلت هايمان.

 

آري شايد برايتان اين موضوع امري پيش و پا افتاده به نظر آيد ولي با كمي درنگ  اهميت آن را تصديق خواهيد كرد.

 

چرا نبايد مذهبي ها ، براي شاد كردن جامعه رهبري را به دست بگيرند؟!؟

 

مگر در احاديث و روايت بر مستحب بودن اين امر تاكيد نشده است؟

 

بنده امروز همه دوستان وبلاگ نويس و .... را دعوت به اشباع كردن جامعه از طنز ها و sms هاي مفيد و حلال مي كنم.

 

از اين پس نيز قصد دارم هر از گاهي در وبلاگ خودم نيز طنزها و sms هايي را با شرايط زير بنويسم :

 

1)     پرهيز از شكستن حرمت هاي اسلامي -  متاسفانه در بعضي از موارد جك هايي مي شنويم كه در آنها به نحوي بسيار غير مستقيم خدا و پيغمبر و معاد و ... دست مايه خنده ديگران مي شوند. و ناخواسته ما را از عمل به آن همه آيات و روايات در ارتباط با خشوع در مقابل خدا ، ترس از معاد و عقاب ، نگهداشتن حرمت معصومين و ... دور مي سازد.

 

آري ، دشمن ازغفلتمان سو استفاده كرد ، ابتدا به وسيله همين طنز ها و ... تقوا و ايمان عملي مان را به خدا ، پيغمبر ، معاد و ... كم كرد و سپس با كمال آرامش و به پيامبر اعظم توهين كرد ، بر قرآن ستم روا كرد و ترس از معاد و عقاب خدا را در ما كاست.

 

لذا از تمام كساني كه جك هايي اينچنين مي شنوند عاجزانه تقاضا مي كنم ، با ادله اي محكم و زباني نرم اما با قاطعيت به مبارزه با اينگونه شبيخون هاي فرهنگي بپردازند و درمقام عمل، دغدغه هاي مقام معظم رهبري را برطرف سازند.

 

((‌  اللهم الجعلني اخشاك كاني اراك  ))

خدايا ، چنان خشيتي در من قرار ده كه انگار درحال ديدن تو هستم.

برگرفته از دعاي عرفه امام حسين (ع)

 

2)     پرهيز از توهين به اقوام و طوايف – تا بدين وسيله آب سردي بريزيم  بر سر كساني كه اتحاد ملي را نشانه گرفته اند.

 

خدايا غفلت هايمان را ببخش و توفيق جبران آن را به ما عطا فرما

 

((  اللهم صل علي محمد و آل محمد  ))

+ نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 12:55 |

به نام خدا

انا لله و انا الیه راجعون

کجاست غیرت نهفته در ایمانمان؟!؟!؟!؟
کجایند یاری دهندگان ولی عصر (عج) ؟!؟!؟
کجایند آنان  که  در زیارت  عاشورایشان لعن بر یزید و یزیدیان می کردند ؟!؟!؟
براستی اینچنینست دعای ندبه خواندن؟!؟!؟
اینچنین است دعای فرج امام عصر ؟!؟!؟

آیا  وقت آن نرسیده است ، تا با  تظاهرات و تحصن در برابر  سفارت خانه های کشورهای بی غیرت عربی  ، که هنوز رابطیشان را با رژیم صهیونیست  قطع نکرده اند ، آنها را به قطع رابطه با رژیم اسرایئل واداریم.

برای آنان که دم از یاری امام حسین و فرزندش می زنند
 و حال آنکه توجیه شان برای بی تفاوتی به کشتار و ستم  رژیم صهیونیستی
تورم و ... است  بسیار متاسفم و آنان به این آیه قرآن ارجاع می دهم که :   

(( فاین تذهبون  )) پس به کجا می روید ؟  قرآن کریم

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که به خودتان بیایید؟        قرآن کریم

+ نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 16:54 |

بسم رب الشهدا والصدیقین

 

من نمی دانم که چرا ، این مساجد زیباست

 و چرا سجده با عمق بسی کمرنگ است.

 

سادگی مصلی باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان در صدر اسلام باشد و شدیداً از زرق و برق ساختمانهای مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود.

امام خمینی (ره) – امام در سنگر نماز – ص 175

 

 

(( فاین تذهبون ))

(( پس به کجا می روید ؟!؟!؟ ))

  قرآن کریم


+ نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 16:46 |